تبليغاتX

پایگاه اینترنتی مطرودپایگاه اینترنتی مطرود/یک شنبه ۲۵ـ آذرـ ۱۳۸۶

توضیح ضروری: آن چه در پی می‌خوانید، از پیش بدیهی به نظر می‌رسد اما گویی ضرورت دارد یک بار برای همیشه حرفش را به میان آورد.

۱- نادیده گرفتن کامنت‌هایی که طی این مدت در پایگاه اینترنتی مطرود شاهدش بوده‌ایم، به معنای تحمل  آن‌ها نیست. هنوز چندان دموکرات نشده‌ایم که بخواهیم اراجیفی از این دست را تاب بیاوریم. از طرفی دیگر و علی‌رغم آن که بنا به داده‌های موثق، مطمئن بودیم کامنت‌ها از کجا آب می‌خورد، سکوت کردیم. نخواستیم در آن افق‌‌ِ بنجولیستی‌ِِ نوع‌ِِ مجله‌ی شعر مستقر شویم. چه اهمیتی داشت این کامنت‌ها برایما، جز آن که بخواهیم دست و پا زدن‌های یک مشت خالتور پنجاه و هشتی را به چشم ببینیم؟ جز آن که گاهی لازم است حالمان را به هم بزنند و روی تک‌تک آن‌ها بالا بیاوریم؟

۲- مسئله این نیست که کامنت‌ها معنای خود را از دست داده‌اند و صرفا در قالب عاطفی خود فرو رفته‌اند. گیرم که این بیان عاطفی به دری‌‌وری بینجامد اما فراتر از آن، باید پرسید چه اهمیتی دارد که اغلب کامنت‌ها را خانوم گذاشته اما به نام‌های مختلف؟ به چه دردی می‌خورد این اطلاعات مرده؛ اطلاعاتی که با سند و مدرک به اثبات می‌رسد البته؟ چنین به دریوزگی افتاده که به اسم مستعار بنویسد؟ بنویسد اما اگر به اسم خودش می‌نوشت چی؟ یکی‌دو تا را که با اسم خودش آمد، چه حرفی برای گفتن داشت؟ جز حرف‌های پیرزنی؟ جز تظاهرات خاص دوره ی ماهانه؟ آروغ‌های بعد‌ِ ساک؟

۳- چه اهمیتی دارد این کامنت‌ها؟ می‌خواهیم نشان بدهیم تا چه اندازه دموکرات شده‌ایم؟ بر آنیم تا باب گفت‌و‌گو را باز کنیم؟ گفت‌و‌گو با کی؟ با چی؟ این قدر جدی گرفته‌ایم همه چی را؟ این قدر جدی است یعنی؟

نکردیم تا کامنت‌ها را پس از تایید نویسنده به نمایش بگذاریم؛ چون راست کارمان نبود و بزرگواری خایه‌هایمان اجازه نمی‌داد. حالا اما می‌شود بر سر بود‌و‌نبود چیزی مثل کامنت‌دانی حرف زد. آنجا قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ به انتظار دریافت چه پیامی نشسته‌ایم؟ چه گفت‌و‌گویی مثلا می‌خواهد شکل بگیرد؟ چه لحن دلسوزانه‌ای می‌گیرد حرف ما، وقتی از ضرورت گفت‌و‌گو حرف می‌زنیم.

با این همه، آیا نمی‌توان این گفت‌و‌گوهای کذا را در جای دیگری پی گرفت؟ ساده است. طرف گفت‌و‌گو اگر بخواهد و ضرورت آن را حس کند، فرقی ندارد برایش: چه کامنت‌دانی و چه پست الکترونیک! طرفه آن که این جا پایگاه اینترنتی مطرود است. لابد طرف گفت‌و‌گو هم برای خودش پایگاهی دارد و می‌تواند همان‌جا به «دغدغه‌هایش» بپردازد و گفت‌و‌گو را مثلا در همان جا شکل بدهد. ما این طرف جوی و هر کسی که می‌خواهد باشد، آن طرف جوی.

گرچه آموخته‌ایم این نکته را از دلوز که با هر دعوتی به «گفت‌و‌گو» بلافاصله مکان مورد نظر را ترک کنیم.

۴- با این حساب بدیهی است اعضای پایگاه اینترنتی مطرود نخواهند در جایی کامنت بگذارند، چه به نیت اطلاع‌رسانی درباره‌ی به‌روز‌رسانی و این دست مزخرفات که یکی دو ماه پیش  مشاهده شد و چه در قالب اظهار نظر که به عنوان مثال طی یکی روز اخیر به نام آرش اله‌وردی و در بلاگ مجله‌ی شعر به ثبت رسیده است. این هر دو مورد تکذیب می شود.

۵-   و حالا یک بار برای همیشه باید در قبال این هوچی‌گری‌ها واکنش داد و اعلام کرد: از امروز هر گونه کامنتی که به نام پایگاه اینترنتی مطرود یا اعضای آن در بلاگ‌های مختلف دیده می‌شود، از قبل تکذیب شده و بهره‌ای از حقیقت نخواهد داشت.

 

 

 

+